شهرستان بهار

متن ادبی در رسای شهید سید میلاد مصطفوی

شناسه خبر: ۴۶۵۰
متن ادبی در رسای شهید سید میلاد مصطفوی

از طرف همسایه خیابان طالقانی| یک فصل ، یک یلدا را پشت سر گذاشتم اما صدای قدم هایت ماندگار شد . صدای زنگ زورخانه پوریای ولی هر روز از پس دانه های برف می گذرد به گوش می رسد اما جای تو میان گود خالی است. لاله هایی که برایت آورده بودند هنوز پشت در خانه پدری ات انتظار تورا می کشند.

از طرف همسایه خیابان طالقانی

یک فصل ، یک یلدا را پشت سر گذاشتم اما صدای قدم هایت ماندگار شد . صدای زنگ زورخانه پوریای ولی هر روز از پس دانه های برف می گذرد به گوش می رسد اما جای تو میان گود خالی است. لاله هایی که برایت آورده بودند هنوز پشت در خانه پدری ات انتظار تورا می کشند.

روز قبل از آمدنت وقتی که چهار راه فرهنگ را پشت سر می گذاشتم. لحظه ای حیرت زده شدم . زمین وزمان برایم تغییر کرده بود لحظه ای فکر کردم چون فیلم سفر به چزابه به دهه شصت رفتم ویکباره درگیر جنگ شده ام. به آسمان خیره ماندم نه بمباران بود نه وضعیت قرمزی .صدای آهنگ کویتی پور می آمد با پرچم های قرمز وسیاهی که کنارهم چیده بودند. مردمی را می دیدم که چای و دعوت نامه ای را پخش می کردند . من را هم دعوت کردی که بیایم.نمی دانستم باهم همسایه هستیم . فقط یک خیابان فاصله داریم. می خواستم بیشتر بشناسمت که چرا اینقدربزرگوار وعزیزی. به دنبال قدم هایت بودم. به همان باشگاهی می رفتی که برای همه آشنا هست با زمین چمنی که گهگاهی دونده ای ازمی گذرد . استادیومی با دیوارهای گرفته همانجا کمربند مشکی را گرفته ای. ازهمان مسیری می رفتی که هر روز بی تفاوت از آن می گذرم وروز را به شب و شب رابه روز می رسانم. از کنار پارک لاله گذشته بودی . ازکنار همان شیرهای سنگی که زمان کودکی فکر می کردیم چقدر بزرگ هستند وحالا می دانیم که دنیا چقدر کوچک هست . این دنیا دیگر بزرگ نیست.

وقتی به مراسمت آمدم برایم شهادت یک معنی خاصی داشت یعنی میان یک دهه به دنیا آمدم که شهادت وایثار برایم رنگی از سهمیه و مزایا داشت. شهدای شهری که متولد شده بودم برایم دور بودند کسی را نمی شناختم که برایم از آنها بگوید چه کسی می توانست حرف های آنها را برایم دوباره بگوید . آنها برایم یک تصویر بودند یک جوانی که برای تصمیمش اراده کرده بود تا برای میهنش جان را فداکند. اما تویک مفهوم جدید برایم زنده کردی .گویی معادله را برایم نوشتی که حساب زندگی این است که باید مدافع حرم اهل بیت (ع) باشی تا بتوانی از ناموس ،شرف وخاک میهنت دفاع کنی .دراین زمانه تو رفتی به آن سوی مرزها برای اینکه وسعت اندیشه ات دیگر مرزی نمی شناخت.

سوریه. سختی . درد . تنهایی . جنگ با درنده خوهایی که خون را میان جمجمه انسان ها می نوشند . برای حفاظت از اسلام رفتی بی آنکه چشم داشتی را رقم بزنی . ساده . ساده یک کلمه است اما دنیایی از معنا را برای تو دارد . پهلوانی وفروتنی را میان گودآموختی طالب فیض بودی دانستی که با فروتنی به آنچه که می طلبی خواهی رسید.

((به شهید سید میلاد مصطفوی))

نویسنده : لیلا امانی

این خبر توسط: لیلا امانی برای نشاط شهر ارسال شده است.


نظرات
  • نشاط شهر هیچ مسئولیتی در قبال متن نظرات ندارد.
  • نظرات شما پس از تایید نمایش داده می شوند.
  • نظراتی که شامل توهین و ... باشد تایید نخواهند شد.
  • نشاط شهر در قبول یا رد نظر شما آزاد است.
  • وارد کردن نام، آدرس ایمیل و متن نظر الزامیست.
  • آدرس ایمیل شامل www نمی باشد.
  • پس از تکمیل فرم بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
در جواب نظر
    تاکنون هیچ نظری برای این خبر ثبت نشده است. اولین نفری باشید که برای این خبر نظری ارسال می کنید.
اخبار ویژه
اطلاعیه ها
پربازدیدترین اخبار هفته
پربازدیدترین اخبار ماه
یادداشت
گزارش تصویری
آخرین نظرات کاربران
آخرین اخبار
کانال تلگرام نشاط شهر