شهرستان بهار

حضرت آیت الله شیخ محمد بهاری (ره)

شناسه خبر: ۵۰۸
حضرت آیت الله شیخ محمد بهاری (ره)

  عالم جلیل القدرعارف سترگ , حکیم نامدار, فقیه فرزانه و مجتهد کبیر حضرت آیت حاج شیخ محمد بهاری فرزند مرحوم حاج میرزا محمد در سال ۱۲۶۵ (هـ ق) در بهار و در دامان خانواده ای اصیل و متدین چشم به

 shikh-mohamade-bahari-1

عالم جلیل القدرعارف سترگ , حکیم نامدار, فقیه فرزانه و مجتهد کبیر حضرت آیت حاج شیخ محمد بهاری فرزند مرحوم حاج میرزا محمد در سال ۱۲۶۵ (هـ ق) در بهار و در دامان خانواده ای اصیل و متدین چشم به جهان گشود وی یکی از عالمان نامدار و عرفای طراز اول و یکی از ستارگان درخشان آسمان علم و عرفان است که تاریخ معاصر کمتر چهره ای چون وی مشاهده و تجربه نموده است و علیرغم تالیف کتب و مقالات گوناگون در مورد ایشان در دهه های اخیر بسیاری از زوایای وجود نورانی و ابعاد شخصیتی آن بزرگوار نامکشوف و پنهان مانده است ، وی دوران طفولیت را در دامان پرمهر خانواده سپری کرد وپس از رسیدن به دوران بلوغ به اتفاق حاج شیخ باقر بهاری به مکتب خانه ی ملاعباس علی رفته و سپس از محضر مرحوم ملاجعفربهاری (ره) بهره گرفت پس از فراگیری دروس ابتدایی ومقدماتی برای ادامه تحصیل و فرونشاندن عطش کسب علم راهی بروجرد شد و در حلقه ی درس آیت الله حاج میرزا محمود بروجردی والدمعظم حضرت آیت الله حاج حسین بروجردی (ره) پیوست و از محضر ایشان بهره های فراوانی برد ودر حالی که ۳۲ساله بود با اخذ درجه اجتهاد به بهار برگشت وهمچنان در بهار بود تا والدماجدش تصمیم سفر به عتبات عالیات گرفت . شیخ محمد با آگاهی از تصمیم پدراز وی درخواست نمود که در آن سفر همراه ایشان باشد پدر ایشان نیز قبول فرموده وبه اتفاق هم عازم نجف اشرف شدند. پس از اتمام امر زیارت پدر شیخ تصمیم به بازگشت گرفت لکن شیخ محمد بهاری که تشنه علم و معرفت بود حوزه نجف اشرف را از هر نظر مناسب خویش یافت و از پدر خویش در خواست نمود تا آنجا بماند و کسب علم بیشتری نماید , پدر نیز قبول کرده و خود به بهار برگشت. شیخ محمد بهاری در نجف از ملازمان و شاگردان درس اساتید بزرگ حوزه علمیه نجف شد تا به محضر انورفخر عالم عرفان جمال السالکین حضرت آیت الله العظمی ملاحسینقلی شوندی رسید و پیوسته ملازم او بود و آنقدر از آن منبع واثق کسب فیض نمود و مقام ومرتبه اش چندان ارتقا یافت که به وصایت حضرت آخوند شوندی رسید. خود آن مرحوم در حق این شاگرد مبرزو زبده خود می فرمود :

«حاج شیخ محمد بهاری حکیم اصحاب من است .»

شیخ محمد بهاری در حدود ۱۵سال در سفروحضردر خدمت آخوند بود تادر سال ۱۳۱۱ که آخوند به رضوان الهی پرکشید حاج شیخ محمد بهاری در نجف ادامه دهند مکتب تربیتی آخوند بود وبه همراه آیت الله سید احمد کربلایی از دیگر تلامیذ مبرز آیت الله شوندی طریق ایشان را تداوم و استمرارمی بخشید .شیخ محمد بهاری چنان جاذبه ای داشت که نوشته اند : « فی المثل اگر شتربانی ده قدم با او راه می رفت فدایی اش می شد » .وی به وارستگی وپارسایی و آزادگی و کمال علم و عمل و تاثیر نفس در تربیت مدیران وشاگردان برجسته شهرت دارد , مرحوم علامه آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی می فرماید : اما در حکمت و عرفان همین بس که پس از رحلت مرحوم عارف بی بدیل و حکیم و مربی و مدرس وحید وفقیه عالیقدرحضرت آیت الله العظمی ملاحسینقلی شوندی رضوان ا… تعالی علیه در نجف اشرف با عدیل و همردیف خود مرحوم حاج شیخ محمد بهاری در میان سیصدتن از شاگردان آن مرحوم از مبرزترین شاگردان واز اساتید وحید این فن بوده اند و… که بقیه جمله در ستایش مقام عرفانی و والای عارف عظیم الشان سید احمد کربلایی ست .

 

آثار علمی و تالیفات شیخ محمد بهاری (ره)

آثارعلمی مرحوم آیت الله بهاری منحصر در مکاتباتی ست که برای شاگردان خود به صورت دستورات سیر و سلوک نگاشته که تعدادی از آن مکاتبات در کتاب گرانسنگ تذکره المتقین توسط یکی از شاگردانش معروف  به ادیب صالح میرزا اسماعیل تائب تبریزی جمع آوری و تدوین شده است . اما کاملترین تعریف در مورد آن کتاب مستطاب و محتوای آن از زبان علامه مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی بخوانید :

فارسی فیه جمله من کلمات الاعاظم فی الاخلاق ومکاتبهم الصادره فی آداب السلوک ، منها مکاتبه جمال السالکین الشیخ النقیه الورع الزاهدالمولی حسینقلی الدرجزینی الهمدانی النجفی المتوفی زائرا فی الحائرالشریف ( ۱۳۱۱ ) مکاتبه تلمیذه الاجل و وصیه العالم السالک شیخ محمد بن میرزا محمد البهاری الهمدانی النجفی المتوفی فی مسقط الراسه (بهار) فی تاسع شهر رمضان ( ۱۳۲۵ ) وقیل فی تاریخ وفاته (آه خزان شد گل و بهار محمد ) و… وقد جمع باشرجمع هذه المکاتیب وطبعهما فی ( ۱۳۲۹ ) الادیب الصالح میرزا اسماعیل بن الحاج حسین التبریزی الشهیر ( بمساله گو ) نزیل مشهد الرضا (ع) اخیرا والملقب فی شعره بتائب . ومطالب مندرجه آن به شرح ذیل است .

اول : آداب حج : وظائف ظاهری وباطنی وشمه ای از اسرار حج

دوم : آداب زیارت

سوم : آداب توبه

چهارم : آداب مراقبه

پنجم : آداب رفاقت

ششم : آداب سلوک با زن وعیال

هفتم : آداب تربیت اولاد

ترتیب اولیه و اصلی کتاب به همین منوال است ولی در چاپهای بعدی این سیستم تغییر کرده و به دلایل مطروحه جای مکاتیب و نامه ها تغییر یافته و بارها آن کتاب ارزشمند تجدید چاپ شده است،  البته نوشته های دیگری نیز به مرحوم شیخ محمد بهاری (ره) نسبت می دهند . نظیر المنشات ، و کتاب ، القضا ، ولی از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست .

 images

 

آیت الله شیخ محمد بهاری از نگاه بزرگان:

حضرت آیت الله العظمی ملا حسین قلی شوندی : شیخ محمد بهاری حکیم اصحاب من است .

مرحوم علامه طباطبایی از استادش مرحوم قاضی از قول سید احمد کربلایی نقل می کند . که ما پیوسته در خدمت مرحوم آیه الحق آخوند ملا حسینقلی همدانی رضوان الله علیه بودیم و آخوند صد در صد برای ما بود ، ولی همین که آقا حاج شیخ محمد بهاری با آخوند روابط آشنایی واردات پیداکرده و دائما در خدمت او رفت و آمد داشت ، آخوند رااز مادزدید. مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در مورد جایگاه و عظمت شیخ محمد بهاری در بین شاگردان مرحوم آخوند ملا حسین قلی همدانی این تعبیر را به کار می برد  ” هواجلهم واعظمهم ”  ایشان اجل و اعظم تلامیذ آخوندمی باشد. مرحوم سید محسن امین در کتاب شریف اعیان الشیعه شیخ محمد بهاری همدانی را اینگونه معرفی می نماید :

” کان من العلما الربانیین والسالکین المراقبین تلمذ فی النجف علی الملا حسینقلی الهمدانی … و کان من اخص تلامذته و کان ذاصفات و مقامات رفیعه مشتغلا بالعلم دائم المراقبه و کان لوجوده آثار شریفه “

آیت الله انصاری ( قدس سره ) می فرمود : بعد از قبر سلمان فارسی قبری را به نورانیت قبر محمد بهاری در بهارهمدان ندیده ام و خود مکررا با پای پیاده از همدان به زیارت قبر مطهرش می رفت.

عارف کامل شیخ حسن نخودکی اصفهانی درمورد مرحوم آقای شیخ محمد بهاری چنین می فرماید : این حقیر فقیر کثیر التقصیر رابا مرحوم آقا شیخ محمد بهاری (قدس سره ) مودت وارداتی بود . ایشان تعلیقاتی نیز برکتاب تذکره المتقین شیخ محمد بهاری نوشته اند ، این تعلیقات را آقای مقدادی اصفهانی ( آقازاده مرحوم حاج شیخ حسن علی اصفهانی ) ، پس از استنساخ در پایان جلد اول نشان از بی نشانها آورده اند . مرحوم علامه طهرانی می فرماید : حضرت آقا (سید هاشم حداد ) به من فرمودند: ما شنیده بودیم که مرحوم انصاری بدین قبرستان( قبرستان شهر بهارو مزار شیخ محمد بهاری ) سرمزارمرحوم حاج شیخ محمد بهاری زیاد می آمده است و چه بسا از همدان که تا بهار دو فرسخ است پیاده می آمده است . این آمدن ها برای جلب روحانیت و استمداد از روح او باید بوده باشد . مرحوم آیت الله العظمی آخوند ملاعلی معصومی همدانی از یکی از شاگردان شیخ محمد بهاری نقل می کردند که نزد ایشان اخلاق می خواندیم ، پس از چند جلسه یک روز به محل درس مراجعه کردیم ، مرحوم بهاری فرمود : دیگر درس نیست ، عرض کردیم چرا ؟ فرمود : آیا در طی این مدت تغییرحال در خود مشاهده کرده اید ؟ اگر نکرده اید طبیب را عوض کنید . از آیت الله علامه نائینی نقل شده که فرمودند : شهر آنجاست که شیخ محمد بهاری در آن خفته است .

حالات عرفانی شیخ محمد بهاری

 مرحوم علامه طهرانی در مورد حالت عرفانی شیخ محمد بهاری همدانی اینگونه می گوید : ( مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی رضوان الله علیه مقام انبساط وارادتش غلبه داشت  برخوف ایشان و همچنین مرحوم حاج شیخ محمد بهاری رحمه الله علیه این طور بود و در مقابل ، مرحوم حاج میرزا جواد آقای تبریزی ملکی رضوان الله علیه مقام خوف ایشان غلبه داشت بر رجا و انبساط و این معنی از گوشه و کنارسخنانشان مشهود است. ) استاد فاطمی نیا ، از استاد خودشان نقل   می کردند که روزی از شیخ محمد بهاری سوال کردیم که شما چرا برعکس بعضی دیگر از شاگردان مرحوم آخوند اهل مزاح وبگو بخند ودر یک کلمه اهل بسطید ، لبخندی زد و گفت ، عشق به ما ساخته است . حضرت آیت الله شیخ محمد بهاری همچنان در نجف مقیم بود تا اینکه کسالتی در وی پدید آمده و دکتر برای درمان ایشان توصیه می کند که باید تغییر آب و هوا بدهد ، لذا ایشان نیز برای زیارت اما رضا (ع) عازم مشهد می شوند وبعد از زیارت قصد مراجعت به نجف را داشتند که در بین راه بیماری شان شدت می یابد و به همین دلیل به زادگاه خود بهار برگشته تا اینکه در نهم رمضان ۱۳۲۵ (هـ ق) برابر با ۱۲۸۳ (هـ ق) در شهرستان بهار در جوار قرب حضرت دوست آرام گرفت وپیکر پاکش در زادگاهش در آرامگاه ابدیش قرار یافت . مرحوم اسماعیل تائب تبریزی در گذشت وی رابا این قطعه بیان نموده است :

شیخ بهاری سمی حضرت خاتم           رفته از این نشاه در جوار محمد

روبه در مصطفی نهاد وشدآن در           مامن ومنجا ومستجار محمد

تائب شوریده بهر گفتن تاریخ              خواست کند گوهری نثار محمد

غوطه زداندربحار فکرت و گفتا          «آه خزان شد گل و بهار محمد››

(آه خزان شد گل وبهارمحمد) به حساب ابجد برابر ۱۳۲۶ می شود واین موافق است با قول عده ای از تراجم نگاران که سال فوت ایشان را۱۳۲۶ می دانند ( معارف الرجال حرزالدین ۱/۲۷۰ ) – همچنین اگر سال فوت ایشان را همان ۱۳۲۵ بدانیم اختلاف یک سال و دو سال در ماه تاریخهاییکه با جمله می سازند امری رایج ودایر بین اهل فن بوده است . الذریعه ۴/۴۶٫

دارد آن سان کزکلام الخلق قرآن برتری

بر عوام الناس دارد عارف آن سان برتری

هم زاصحاب الیمین و هم ز اصحاب الشمال

سابقون السابقون را داد یزدان برتری

بحث اسلمنا کجا و بحث آمنا کجا؟

هر زمان دارد چو بر تسلیم ایمان برتری

هست چون انسان کامل جامع کون وجود

قلب او دارد یقین از عرش رحمان برتری

کیست این پرچم بدوش حکمت آخر زمان؟

نیست پندار این اگر دارد زلقمان برتری

چون قمر انورمیان اختران تابنده است

تامدادش راست برخون شهیدان برتری

هرکه را بر چشم اگر از کحل عرفان توتیاست

آستانش را دهد برروح ریحان برتری

متصل بر منشاء نور است و از آن دور نیست

گر ضمیرش دارد از خورشید رخشان برتری

قلب خاک شهر را پنهان درخشان گوهریست

کان گهردارد بحق از بحر عمان برتری

مرقد این شیخ اگر دیهیم شهر ما نبود

کی ؟ کجا می یافت شهر ما به استان برتری؟

قطعه ای از آسمان دفن است در این خاک شهر

خاک شهر از این شرف دارد به رضوان برتری

ای وجود پاک تومرآت ذات ذوالجلال

جان بقربان مقامت باد کز جان برتری

با کدامین علم و دانش وصف عرفانت رواست

کز محیط عقل و استدلال وبرهان برتری ؟

کاروان علم و عرفان را به معنی سروری

تارک فقه و فقاهت را به حجت افسری

آستانت بارگاه علم و عرفان است و عشق

بارگاهت آستان فیض و حکمت گستری

کهکشانی چون تو در منظومه ی عرفان کجاست؟

ای محی الدین دوران تاج فقه اکبری

تالی حلاج و شبلی بایزید و بوسعید

وارث سلمان و مقداد و بلال و بوذری

سبقت آن سان برده ای در علم زابنای زمان

عاجز از ایجاد مثلت گنبد نیلوفری

مرقدت از انتشار نور سبقت برده است

از عطاردوز زحل، مریخ،کیوان، مشتری

دستیابی بر مقامت هرکسی را ممکن است-

گر برآید از عرض یک لحظه کار جوهری

آری آری قدر عرفان تو استادت شناخت

قدر زر زرگر شناسد قدر گوهرگوهری

خالصا بودی لوجه الله و آری زین شرف

نقطه ی پرگار عشقستی و بردین محوری

فیض فیاض علی الاطلاق دستم را بگیر

ای معظم کز سر آن امت پیغمبری

مهتری بر قامت دلجوی تو زیبنده است

شرم من بادا که از دستم نیامد نوکری

لیتنا کنا معک ! یا شیخ آیا کی شود

هدیه ما را از سبوی خویش سازی ساغری ؟

(جواد نوری)

از حضرت آیت الله شیخ محمد بهاری تنها یک دختر ماند که او نیز پس از ازدواج با یکی از اهالی همدان از دنیا رفته و هیچ اولاد ذکوری نداشته است .«رحمةالله علیه»

مطالب ذکر شده در این قسمت بخشی از تحقیقات آقای جواد نوری در مورد آیت الله شیخ محمدباقر بهاری منتشر شده در کتاب ایشان است.

 برگرفته شده از کتاب «تاریخ، فرهنگ عمومی و مشاهیر بهار» نوشته جواد نوری

نظرات
  • نشاط شهر هیچ مسئولیتی در قبال متن نظرات ندارد.
  • نظرات شما پس از تایید نمایش داده می شوند.
  • نظراتی که شامل توهین و ... باشد تایید نخواهند شد.
  • نشاط شهر در قبول یا رد نظر شما آزاد است.
  • وارد کردن نام، آدرس ایمیل و متن نظر الزامیست.
  • آدرس ایمیل شامل www نمی باشد.
  • پس از تکمیل فرم بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
در جواب نظر
  • mahdi :
    در تاریخ ۱۷ امرداد ۹۲ ساعت ۰۱:۴۵
    سلام خیلی ممنون که مطالب رو به صورت کامل در اختیار مردم قرار دادید .
    فقط یک نکته اگر میتونید عکس مرقد شیخ رو با سایز بزرگتر در اختیار مردم قرار بدید ممنون .
    فکر کنم این عکس مال ۱۰ یا ۱۵ سال پیش باشه
  • مرتضی بهادربیگی :
    در تاریخ ۱۷ امرداد ۹۲ ساعت ۰۱:۴۵
    سلام بر تو عطر شهر سلام بر تو ای اعتبار مردم شهر این همه تقدیم توست جلوه گر حقیقت انسانیت
اخبار ویژه
اطلاعیه ها
پربازدیدترین اخبار هفته
پربازدیدترین اخبار ماه
یادداشت
گزارش تصویری
آخرین نظرات کاربران
آخرین اخبار
کانال تلگرام نشاط شهر