شهرستان بهار

مهدی طراوتی‌توانا، شاعر جوان :

شاعران از همت متولیان فرهنگی همدان ناامید هستند

شناسه خبر: ۹۷۹۴
 شاعران از همت متولیان فرهنگی همدان ناامید هستند

شعر به‌عنوان اصیل‌ترین جلوه هنر فارسی در کشور ما، دارای اهمیت ویژه بوده؛ مردم ما قرن‌هاست با اشعار شاعران بزرگ مأنوس‌اند و دغدغه‌ها، خواسته‌ها و درونیاتشان را در لابه‌لای ابیات شاعران بلندمرتبه می‌جویند و بر زبان می‌آورند.

به گزارش نشاط شهر به نقل از سپهرغرب، شعر به عنوان اصیل ترین جلوه هنر فارسی در کشور ما، دارای اهمیت ویژه بوده؛ مردم ما قرنهاست با اشعار شاعران بزرگ مأنوساند و دغدغه ها، خواسته ها و درونیاتشان را در لابه لای ابیات شاعران بلندمرتبه میجویند و بر زبان میآورند.


از سوی دیگر به دلیل تعامل و اثرگذاری دوجانبه، شعر و فرهنگ را میتوان همزاد یکدیگر تلقی کرد. مضامین حکیمانه و والای شاعران، بخش عظیمی از فرهنگ ما را شکل و ارتقا داده است؛ دنیا و عقبی، اندوه و شادی و عشق و غم اجزای جدایی ناپذیر زندگی روزمره مردم هستند و زمزمه های اشعار بر زبان مردم عادی نشان از نفوذ شعر در جانها دارد. بهره گیری از این ظرفیت مردمی و توجه به پرورش و معرفی شاعران متعهد و دغدغه مند، راهی به سوی ارتقای فرهنگی جامعه است. مردمی که میخوانند: «تا شقایق هست زندگی باید کرد...»، «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا...»، «سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت...»، «چه سخنها که خدا با من تنها دارد...»، «تو را من چشم در راهم...»، «نشود فاش کسی آنچه میان من و توست...» و امثال این ابیات که روزانه بر زبان مردم جاری است. تنها کافی بوده متولیان فرهنگی به این سیر جهت دهند و راه را برای به کارگیری اشعار ماندگار و پُرمحتوا در راستای تعالی فرهنگی جامعه، هموار کنند.



شاعر جوانی که امروز به گفت گو با او پرداخته ایم، یکی از مهمترین دغدغه ها و واگویه هایش همین است.



مهدی طراوتی توانا متولد 1358 در شهرستان بهار، دانش آموخته رشته الهیئت فقه و مبانی حقوق بوده که از سال 72 وارد عرصه فعالیتهای ادبی و شعر شده است.



او صاحب دو مجموعه شعر با عناوین «باران حریف چتر من و تو نمیشود» منتشرشده در سال 89 توسط انتشارات قلم و «جغرافیای چشم ها» منتشرشده در سال 95 توسط انتشارات سوره مهر بوده که این دو مجموعه مشتمل بر اشعار آیینی و غزل های اجتماعی شاعر است.



مضمون اکثر شعرهایش اجتماعی، غزل و شعر کودک است و یک مجموعه آماده به چاپ شعر کودک نیز در دست دارد.



طراوتی توانا درخصوص وضعیت شاعران استان اینگونه میگوید: شعر استان همدان ازلحاظ تراز کشوری در سطح بالایی است. در حوزه شعر کودک که حرف نخست را در کشور میزند و از نظر شعر بزرگسال در تراز شعر کشور است، اما شاعران ما در تراز شاعران کشوری قرار نگرفته اند، به این دلیل که نهادهای متولی آنگونه که باید، این سرمایه های ارزشمند را جدی نگرفته اند و در رسانه های کشوری و ملی به معرفی آنان نپرداخته اند.



در خیابانهای همدان تندیسی از شاعران معاصر کمتر مشاهده میشود. برای استفاده از اشعار و آثارشان در شهر هم تلاشی نشده است؛ کسی شاعران همدانی را (به جز باباطاهر) نمیشناسد، درحالی که ما شاعران بزرگی داشته ایم که متأسفانه مقبره هایشان در گورستانهای قدیمی از یاد رفته است. شاعران بزرگی که در قید حیات هستند نیز کمتر شناخته شده اند و حتی برای خود مردم همدان هم نامشان ناآشنا است.



چراکه نهادهای متولی فرهنگ در این زمینه ضعف داشته اند و برای این سرمایه های ارزشمند یادبود و بزرگداشتی تدارک نمی بینند. برخی مسئولین فرهنگی تصور میکنند که باباطاهر شعر و شاعری در همدان را تمام کرده است و دیگر نیازی به حمایت و پرورش شاعران نیست. درحالی که ما شاعران بزرگی در قید حیات داریم که باید آنها را شناساند، شاعری مانند احمد خوانساری که همتراز با هوشنگ ابتهاج و محمد سلمانی است، اما هیچکس از آنها یادی نمیکند.



* در نهادهای فرهنگی، نگاه اداری بر نگاه فرهنگی غلبه دارد



شاعران بزرگ دیگری هم هستند که در انجمن های ادبی هفتگی دور هم جمع میشوند، البته به دلیل شیوع کرونا جلسات هفتگی دیگر به صورت مستمر برگزار نمیشود و این افراد ارزشمند خانه نشین شده اند.



میتوان گفت غبار فراموشی بر جامعه ادبی همدان نشسته است، درحالی که استان های دیگر برای معرفی مفاخرشان و استفاده از توان و اندیشه آنان، بسیار تلاش میکنند؛ اما ما بر چهره های آنها خاک فراموشی پاشیده ایم.



شاعران از همت متولیان فرهنگی همدان ناامید شده اند، چراکه در این نهادها نگاه اداری بر نگاه فرهنگی غلبه دارد.



علاوه بر نهادهای متولی و فرهنگی، رسانه ها هم در این زمینه مسئولیت دارند که کمکاری میکنند و گرفتار برگزاری برنامه های مقطعی تکراری و کم محتوا هستند و نمیتوانند ضرورت این کار را درک کنند.



به جز برخی شاعران که به شهرهای دیگر رفته اند و توانسته اند خود را از این شرایط بیرون بکشند تا حرفشان و آثارشان شنیده و دیده شود، بقیه شاعرانی فراموش شده اند؛ شاعرانی که عِرق و عشق به شهرشان اجازه نداده از همدان خارج شوند و مانده اند و در واقع قبول کرده اند که به تدریج فراموش شوند، بنابراین در حق شاعران همدانی اجحاف میشود.



* مردم ما با شعر انس دارند



طراوتی توانا اعتقاد دارد: قریحه شعری در ذهن اکثر ایرانیها وجود دارد، منتها در بعضی ها به صورت قویتر و پُررنگتر بروز پیدا میکند و در بعضی ها به صورت کم رنگتر.



میتوان به جرأت گفت که 70 درصد مردم ایران لااقل در طول عمر یکبار شعر سروده اند و شعر به عنوان هنر اصلی ما ایرانیها مطرح است و خیلی از ما به مثابه یک هنر و ثروت ملی، به آن نگاه میکنیم؛ از شعر در ضرب المثلها، انتقال پیامهای اجتماعی، اموزه هایدینی و در بیان بومها، باورها و عقاید شخصی و قومی و موارد تربیتی استفاده میکنیم. با این اوصاف خیلی از ما با شعر اُنس داریم و شعر گفتن را تجربه کردهایم. خیلی از ما ایرانیها دست به قلم داریم و گاهگاهی شعر میگوییم، اما درصد کمی از افراد به این ذوق و قریحه بها میدهند و بهعنوان یک هنر بهصورت حرفهای به آن نگاه میکنند.



* شعر متأثر از حالات روحی و معنوی و فردی شاعر است



در شعرهای مناسبتی و یا شعر کودک میتوان موضوع انتخاب کرد و براساس آن، شعر نوشت؛ اما در شعرهای عاشقانه اینگونه نیست، چون شعر متأثر از حالات روحی و معنوی و فردی شاعر است. موضوع از پیش تعیینشدهای ندارند و تنها تابع الهامات درونی بوده، شاعران میگویند این شعر به من الهام شد، یعنی از عالم دیگر این حس و این روحیه و اندیشه در ذهنشان غلیان و جوشش پیدا کرده و بر زبانشان جاری شده است.



غالب قالب اشعار من غزل است و بیشتر از آن برای اشعارم استفاده میکنم، اما در شعرهای آیینی یا آموزشی بیشتر از قالب چهارپاره بهره میگیرم.



* آثار شاعرانی را میپسندم که اندیشه ثابتی دارند



جدای از شاعرانی که در اوج قرار دارند و شعرشان دلنشین و مورد پسندم است مانند شهریار، احمد شاملو، سهراب سپهری، فرخزاد، اخوان ثالث و دیگر شاعران بزرگ معاصر، من از شاعرانی که اکنون در قید حیاتاند، بیشتر شعر شاعرانی را میپسندم که به جایگاه و اندیشه ثابتی در شعر امروز رسیدهاند.



افرادی که ازلحاظ فن شعری و زبان خاصشان به جایگاه تثبیتشدهای رسیدهاند و به این دلیل مورد اقبال مخاطب قرار گرفتهاند؛ مثلاً محمد سلمانی شعری دارد با این مطلع:



«بیحرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست/ باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست»



اینگونه شاعران به جایگاه و اندیشه ثابتی در شعر امروز رسیدهاند.



* اندیشه و بیان خاص یک شاعر میتواند تا قرنها ماندگار باشد



جهانبینی خاص شاعر، شعرش را ماندگار میکند. زبان و بیان و اندیشه خاص یک شاعر میتواند از فیلتر زمان عبور کند و تا قرنها تازگی و حلاوتش ماندگار باشد؛ فردوسی در شعر حماسی هنوز و پس از قرنها، حرف اول را در جهان شعر میزند و یا سعدی لطایف و حکمتهایش در بوستان و گلستان بینظیر است. جهانبینی حافظ، سعدی، مولوی و بیدل باهم متفاوت بوده و نوع بیان و نگاهشان به جهان با یکدیگر و دیگر شاعران نیز متفاوت است. هرکدام از جهانبینی خاصی برخوردار هستند و دیدگاهشان تقلید دیگری نیست و دلیل ماندگار شدنشان نیز همین بوده که هرکدام بر قلهای ایستادهاند و شعرشان نسل به نسل درحال انتقال است.



از رودکی تا نیما یوشیج، شاعران بزرگی داریم که در این سلسله جبال شاعران تبدیل به یک قله دستنیافتنی شدهاند و این بهدلیل جهانبینی اختصاصی و متفاوت این شاعران است؛ در فاصله این قلهها شاعرانی هستند که به تقلید از دیگران شعر گفتهاند و یا حرف بدیعی نداشتهاند، بنابراین شعرشان ماندگار نشده است.



* شاعر ماندگار باید واژه و فکرش منحصربهفرد باشد



برای اینکه کسی شاعر شود، باید هوای تازهای به جریان واژگانی ذهنش وارد کند، در شعرهایش از اندیشهها و واژههای ماندگار، تصاویر، معانی و بیان بدیع منحصربهفرد خودش استفاده کند، مطالعات بهروز داشته باشد، شعر شاعران را بشناسد، جریانهای شعری گذشته و معاصر را لمس و تجربه کند و این محقق نمیشود مگر آنکه این فرد مطالعات و اشراف ادبی خودش را بالا ببرد تا زبان شعریاش امروزی شود و بتواند در جریانهای شعری که کم هم نیستند، حرفی برای ارائه داشته باشد.



از سوی دیگر افرادی که ذوق و قریحه شعری دارند، باید وارد انجمنهای ادبی تخصصی شوند؛ بنابراین نیاز است محافلی با رویکرد کارگاهی برای آموزش این افراد تدارک دیده شده و مباحث تخصصی شعر در آن آموزش داده شود و این افراد پرورش یابند، برای تحقق این امر نیاز است برخی نهادها هم در این زمینه ورود پیدا کنند.



متأسفانه در استان انجمن ادبی تخصصی نداریم و محافل بیشتر بهصورت جلسات خوانش شعر با دایره افراد مشخص است که نه نقد حرفهای در این جلسات صورت میگیرد و نه بحث آموزش به شکل درست انجام میشود.



* شاعر خواستههایش را با خیال و اندیشه میآمیزد و انتقال میدهد



اگر به گذشته نگاه کنیم، میبینیم که بسیاری از مفاهیم دینی یا اجتماعی در قالب شعر بیان میشد، تا حدی که کثرت استعمال پیدا کردند، مثلاً در مثنوی معنوی بیان پیامهای قرآنی و احادیث در قالب شعر صورت گرفته است.



از شعر بهعنوان یک ابزار پیشبرنده در انتقال و آموزش این مفاهیم استفاده میشود و با لفافه شعر خیلی جذابتر و راحتتر میتوان این مفاهیم را آموزش داد. همچنین عاشقانهها، رنجها، خوشیها، شعفها، اندوهها و خواستههایی که در روزمره مردم مطرح است، در زبان شاعران متجلی میشود.



شاعران جزئی از این مردم هستند، بنابراین این مفاهیم در شعرشان جاری است و آنها را با زبان شعر منتقل میکنند. درواقع خواستههای خود را با عنصر خیال و اندیشهها میآمیزند و به نسلهای مختلف منتقل میکنند.



* روحنوازی و آرامشبخشی از مهمترین مزیتهای شعر



شعر خواندن و شعر سرودن چندین مزیت و خاصیت دارد، یکی از مهمترین خاصیتها روحنوازی است. شعر میتواند حال مردم را خوش کند و برای لحظاتی آنها را در دنیای خیالی واژهها سیر دهد تا کمی از استرسها و دغدغههای روحی و روانی مردم کاسته شود.



حتی از دیدگاه من شعر میتواند بهعنوان یک سوپاپ اطمینان عمل کند و فرد با خوانش یا سرایش شعر، قادر خواهد بود که ناهنجاریهای درونیاش را رفع و رجوع کند و دغدغهها و حال ناخوشش را برای لحظاتی هرچند کوتاه، تبدیل به حال خوش کند.




.
نظرات
  • نشاط شهر هیچ مسئولیتی در قبال متن نظرات ندارد.
  • نظرات شما پس از تایید نمایش داده می شوند.
  • نظراتی که شامل توهین و ... باشد تایید نخواهند شد.
  • نشاط شهر در قبول یا رد نظر شما آزاد است.
  • وارد کردن نام، آدرس ایمیل و متن نظر الزامیست.
  • آدرس ایمیل شامل www نمی باشد.
  • پس از تکمیل فرم بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
در جواب نظر
  • سلام ممنون که مصاحبه رو بازتاب دادید منتها خوب بود به مآخذ خبر هم اشاره میشد :
    در تاریخ ۲۵ امرداد ۹۹ ساعت ۰۰:۲۷
    ممنون بنویسید این مصاحبه ابتدا در سپهر غرب همدان چاپ شده
    یه ویرایشی هم لازم بود
اخبار ویژه
اطلاعیه ها
پربازدیدترین اخبار هفته
پربازدیدترین اخبار ماه
یادداشت
گزارش تصویری
آخرین نظرات کاربران
آخرین اخبار
کانال تلگرام نشاط شهر