بخش چهارم
جواد نوری:
نخستین فرد معروف از آن خاندان و مرتبط به بهار، ناصرالملک است که از طرف نویسندگان و پژوهشگران در مورد ایشان افراط و تفریط بسیاری صورت گرفته و تا اکنون که تقریبا یک قرن از مرگ او می گذرد همچنان نیز ادامه دارد، گروهی ایشان را نمونه روشنفکری و دوراندیشی و خیرخواهی و ساعی در امر پیشرفت برای جامعه سنتی ایران متصور اند و گروه دیگر خائن و خیانتکار و مستبد و ظالم اش می نامند.
ابوالقاسم خان قراگوزلو بهاری فرزند احمدخان و نوهٔ محمودخان ناصرالملک فرمانفرما بود. او دو برادر ناتنی به نامهای مهدی خان قراگوزلو و عبدالعلی خان قراگوزلو داشت. چون پدرش میرزا احمدخان شغل نظامی داشت و اغلب اوقات خارج از منزل بود، پدربزرگش میرزا محمودخان به تربیت او همت گماشت. در سال ۱۲۵۷ در سفر دوم ناصرالدین شاه به اروپا محمودخان که از ملتزمان رکاب بود، ابوالقاسم را نیز برای تحصیل به لندن برد. ابوالقاسم در دانشگاه آکسفورد به تحصیل پرداخت (همکلاس سر ادواردگری وزیر امور خارجه انگلستان بود) و پس از فراغت از تحصیل مدتی با سمت وابسته به سفارت ایران در لندن خدمت کرد و دو بار هم به نیابت «سفارت فوقالعاده» به دربار هلند و دربار آلمان رفت. او در اواخر سال ۱۲۶۲ به ایران بازگشت.(بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، ج۱، ص۶۸-۶۶.)
در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه گاهی در غیاب محمدحسنخان اعتمادالسلطنه برای شاه روزنامه ترجمه میکرد و در حضور شاه خطابههای سفرای بیگانه و جواب شاه را برای آنان ترجمه میکرد. در آبان ۱۲۷۵ که امینالسلطان از صدارت معزول و بهمن همان سال امینالدوله صدراعظم شد، ناصرالملک را به جای میرزا عبدالوهابخان نظامالملک (شوهرخواهر خود) وزیر دارایی کرد. در تیر ماه ۱۲۷۷ به دنبال عزل امینالدوله بالطبع او هم کنار گذاشته شد. در اولین کابینه مشروطه به ریاست سلطان علی خان امیرافخم او وزیر مالیه شد.( همان، ۷۰)
داستان بزرگ مالکی او نیز تفضیلاتی دارد ...باید دانست کسانی که درباره ی وی چیزی نوشته اند هیچ یک بدین توصیف بسیار با معنای سردبیر روزنامه تایمز انگلستان در خصوص ناصرالملک قراگوزلو پی نبرده اند که اورا دهقان کهن وصف نموده است( انقلاب ایران ۳۵۴) در قاموس روزنامه نگاری بورژوایی و آقا منشانه انگلیسی ها این تعبیر یعنی فئودال قدیمی... کوتاه سخن حوزه عمده مالکیت زراعی خاندان ناصرالملک دهستان های بهار صالح آباد و لالجین و مهربان و مزدقینه و حاجیلو را در پیرامون همدان که تا کنون مستندا توانسته ایم دریابیم شامل می شده است... بهار قلعه املاک ناصرالملک و مرکز اداره آنها بوده هم ازین روست که نسبت ملک داری اورا بهاری یاد کردیم. (اذکایی، قراگوزلو های همدان، بهره یکم ناصرالملک بهاری) در مقاله مذکور لحن استاد اذکایی نسبت به ناصرالملک تلخ و گزنده و حاکی از استهزا و ریشخند است و پیداست استاد مرحوم اذکایی از چه زاویه ای ناصرالملک را به بهاری بودن نسبت داده است.(رحم الله معشر ماضیین)
در منابع مختلف بهار را متعلق به ناصرالملک نایب السلطنه دانسته اند، همچنین اعتمادالسلطنه در خاطرات روزانه خود آورده است: بهار قریه ایست معتبر نزدیک همدان و سه دانگ مال ناصر الملک و سه دانگ ضیاالملک و بها الملک.
ناصرالدین شاه قاجار هم در سفرنامه عتبات چون به چشم قصابان بهار می رسد می نویسد قریه بهار متعلق به ناصرالملک است.
این نکته در نوع خود جالب توجه است که سلطان و شاه یک مملکت در مورد یک ملک و یک روستا چنین تعبیری بکار برد و شهری و دهی و قریه ای را به نام یکی از زیر دستان و معاونین و وزرا خویش بخواند و متعلق به او بداند. این سخن نشان از اهمیت فوق العاده این انتساب دارد. ازین حیث که یا شخصیت معروفی چون ناصرالملک منسوب به بهار است یا دولت و حاکمیت این منطقه را بعنوان سیورغال و اقطاع و تیول، به وی واگذار کرده است یا فروخته است.
انتهای پیام/ص
*نشاط شهر هیچ مسئولیتی نسبت به نظرات ندارد و نمایش نظرات دلیلی بر تائید یا رد آنها نیست
* در نظرات ارسالی دقت شود که در آن توهین و افترا به اشخاص نسبت داده نشود.
* نظراتی که مغایر با اصول نظام جمهوری اسلامی باشد نمایش داده نمی شود.