✍ مهدی رهنما | کارشناس حقوقی
وقتی شهری با تاریخ، فرهنگ، کشاورزی و صنعت جهانی، در بیتوجهی مسئولان گم میشود؛ از سیبزمینی و سیر صادراتی تا کاروانسرای تاریخی، از گذرگاه کربلا تا جزیره شادی...
در جادههای غرب کشور، وقتی کیلومترها را پشت سر میگذاری و از مسیر تهران به سنندج یا کرمانشاه میروی، نام بسیاری از شهرها روی تابلوها میدرخشد؛ اما یک نام نیست: بهار.
نامی که باید بدرخشد، گم شده است. این حذف کوچک، یک پیام بزرگ دارد: فراموشی یک شهر با ظرفیتهایی بینظیر؛ شهری که اگر دیده شود، میتواند چرخ اقتصاد غرب کشور را به حرکت درآورد.
بهار فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛ بهار تاریخ است، فرهنگ است، کشاورزی است، صنعت است، بهار یک زندگی است.
بهار، خاکی که اندیشه میرویاند
در کوچههای این شهر، تاریخ نفس میکشد. اینجا زادگاه آیتالله شیخ محمد بهاری است؛ عارفی که قرنها پیش در مکتب اخلاق و عرفان، نامی جاودانه شد. اینجا خانه شیخ محمدباقر بهاری، مجتهد مشروطهخواه و نویسنده دهها کتاب و رساله است؛ عالمی که اندیشهاش، همچنان در رگهای فقه و سیاست ایران جاری است.
بهار، مهد اندیشمندان و روحانیانی است که در بزنگاههای تاریخی، پرچم آزادی و عدالت را بر دوش کشیدند. اما امروز، این سرمایههای معنوی پشت غبار بیمعرفتی پنهان شدهاند.
بهار، انبار طلاهای سبز ایران
از میراث فرهنگی که بگذریم، بهار قلب تپنده کشاورزی ایران است. تصور کنید یک شهر، بیش از یکپنجم سیبزمینی کشور را تولید میکند. نه فقط این، بلکه بهترین و باکیفیتترین سیر صادراتی دنیا در خاک بهار سبز میشود؛ سیرهایی که میتوانند برند جهانی باشند.
در روستاهای خوشآبوهوای وهنان، گوشلان، حیدره و قاضیخانی، باغات سیب، انگور، گردو و جالیزهای سبزیجات مثل یک فرش سبز گسترده شدهاند.
در کنار اینها، صنایع تبدیلی در گنجتپه و مهاجران با تولید ترشیجات، خشکبار و محصولات فرآوریشده، منتظرند تا به بازارهای بینالمللی راه پیدا کنند.
و برای این صادرات چه چیزی کم داریم؟ چیزی جز چشم باز مدیران و اراده برای برندینگ ملی!
بهار، ایستگاه طلایی صادرات
این شهر تنها کشاورزی نیست. صنعت حملونقل و تریلیسازی صالحآباد، بهار را به یکی از مهمترین مراکز لجستیک کشور تبدیل کرده است. وجود شهر کامیون، خدمات گسترده به رانندگان و موقعیت استراتژیک این شهرستان، میتواند بهار را به دروازه صادرات غرب کشور بدل کند.
امروز، اگر تابلوهای جادهای نام بهار را فریاد نمیزنند، باید تابلوهای صادرات جهانی این نام را جاودانه کنند.
بهار، بهشت گمشده گردشگری ایران
پلهای تاریخی مثل آبرومند و بهادربیگ، قلعههای پرلوک و میحمله، کاروانسرای تاجآباد، کوههای قارقالان و قزلارسلان، و طبیعتی که هر گوشهاش یک کارتپستال است؛ اینها فقط بخشی از ظرفیتهای گردشگری بهار است.
و اما جزیره شادی! پروژهای که اگر جان بگیرد، میتواند قطب تفریحی غرب ایران باشد. اقامتگاههای بومگردی در روستاهای خوشآبوهوای بهار، مثل تکههایی از یک بهشت زمینیاند؛ بهشتی که مسافران جادههای غربی حتی نمیدانند وجود دارد!
و چرا؟ چون تابلوهای جاده، بهار را حذف کردهاند.
اما همه چیز گردشگری طبیعی نیست؛ این شهر حتی در گردشگری پزشکی میتواند مبدرخشد. تجهیز بیمارستان آیتالله بهاری و بیمارستان تخصصی دندانپزشکی پورسینا، به مقصدی برای سلامت بدل میکند.
فرصت مغفول اربعین
بهار در مسیر زائران کربلاست. اما هیچکس برای تبدیل این ظرفیت به فرصت اقتصادی، فرهنگی و مذهبی کاری نکرده است. در ایام اربعین،میلیون ها زائر از این منطقه عبور میکنند، اما نه ایستگاه فرهنگی وجود دارد، نه خدماتی جز چند موکب خود جوش و مردمی ، نه بازارچهای برای صنایعدستی و محصولات محلی. این یعنی فرصتسوزی محض.
و حالا پرسش اصلی؛ چه کسی پاسخگوست؟
وقتی شهری با این حجم از ظرفیت، نامش از تابلوها حذف میشود، وقتی راههای توسعهاش مسدود میماند، چه کسی باید پاسخ دهد؟
قانون میگوید: دادستان به عنوان مدعیالعموم وظیفه ورود دارد. این سکوت، مصداق ترک فعل اداری است. شهرداری، فرمانداری، راهداری، وزارت راه، میراث فرهنگی، جهاد کشاورزی؛ همه مکلفاند بهار را به جایگاه واقعیاش بازگردانند.
بهار فقط یک اسم نیست؛ بهار یک زندگی است. یک سرمایه ملی است. اگر امروز برای دیده شدنش کاری نکنیم، فردا جز افسوس چیزی باقی نمیماند.
انتهای پیام/ص
*نشاط شهر هیچ مسئولیتی نسبت به نظرات ندارد و نمایش نظرات دلیلی بر تائید یا رد آنها نیست
* در نظرات ارسالی دقت شود که در آن توهین و افترا به اشخاص نسبت داده نشود.
* نظراتی که مغایر با اصول نظام جمهوری اسلامی باشد نمایش داده نمی شود.