شهرستان بهار

فرهنگ عامیانه ی شهر بهار

شناسه خبر: ۳۲۳
فرهنگ عامیانه ی شهر بهار

عموما مردم در شادی ها و جشن ها و سوگواری ها و عزاداری ها مراسمی دارند که ریشه در اعصار کهن دارد و تبعیت از آن یا اجرای آن در زمان های مختلف ، تشکیل دهنده ی بخشی از این فرهنگ عامیانه ی مردم ا

عموما مردم در شادی ها و جشن ها و سوگواری ها و عزاداری ها مراسمی دارند که ریشه در اعصار کهن دارد و تبعیت از آن یا اجرای آن در زمان های مختلف ، تشکیل دهنده ی بخشی از این فرهنگ عامیانه ی مردم است که البته بسیاری از این رسومات و هنجارهای اجتماعی به خاطر غلبه و استیلای فرهنگ برتر و معیار جامعه از بین رفته و به فراموشی سپرده شده یا صورتی بسیار کم رنگ از آن ها در حافظه ی مردم باقی مانده است. به عنوان مثال بسیاری از بازی های محلی که مردم شهر در اوقات فراغت یا برای تفریح و سرگرمی به آن می پرداختند با پدیدار شدن گونه های مختلف و مهیج ورزشی همچون فوتبال، والیبال، بسکتبال و … یا ظهور تکنولوژی و رسوخ آن در دل جامعه و خانواده ها و بازی هایی که در میان برنامه های آن تعبیه شده ، از بین رفته و مردم دیگر به آن ها توجهی ندارند. به هر حال بخش وسیعی از خرده فرهنگ رایج در بهار به دلائلی که ذکر کردیم از بین رفته است. آن چه در این شماره می خوانیم اشاره به چند آئین و مراسم شادی آفرین بوده است که عبارتند از:

۱-    مراسم چهارشنبه سوری و عید نوروز

۲-   مونجوق چقاردماق( مونجوق درآوردن)

۳-  چمچه خاتون

که خلاصه ی آن ها به شرح ذیل است:

کیفیت برگزاری مراسم عید نوروز، در حال حاضر تابع فرهنگ برتر یا همان فرهنگ معیار و غالب ایران است و تا حدودی می توان گفت ازآنچه که مربوط به خود مردم بهار و نگرش های اجتماعی آنان باشد چیزی بر جای نمانده ؛ تنها مراسم شادی بخش آن که در اکثر نقاط کشور به صورت فراگیر اجرا می شود مراسم آتش بازی است که امروزه آن هم صورت مدرن به خود گرفته است[۱] در زمان ها ی قدیم ، روشن کردن آتش توسط چوب و ذغال و… بود . مراسم هایی  نظیر پریدن از روی آتش و خواند ن شعرهایی که نوعی حالت شادی و تفریح در میان مردم ایجاد می کرد( البته لازم به ذکر است خود این پدیده یعنی آتش بازی و مراسم های مرتبط با آن ، جزء آیین های رایج در ایران پیش از اسلام و به طور کلی ریشه در دین زرتشتی دارد. فراگیر بودن این فضا فقط به خاطر محدود بودن تفریحات مردمی در فضای فرهنگی فعلی است، و نه نوعی معرف زرتشتی بودن یا گرایش به آیین زرتشتی است) ، معمولا فرستادن هدیه ( شامل پول، کادو یا میوه) برای افراد خاص نظیر دختران و عمه ها یا خواهران نیز معمول بوده که اکنون نیز به صورت خفیف رایج است. دو سه روز قبل از عید نوروز، بزرگ خانواده هدایایی تدارک دیده و آن را به خانه ی فرد مزبور می فرستاد . از دیگر مراسم رایج در عید نوروز آیین شال سالاماق (( شال آویزان کردن)) بودکه در شب عید نوروز، جوانان به پشت بام خانه های مردم رفته و با شال یا بند و طنابی که در دست داشتند اول با پا بر سقف خانه می کوبیدند و صاحب خانه را از حضور خود با خبر می کردند و سپس آن شال ( بند یا طناب یا…) مورد نظر را از سقف خانه به حیاط و یا از هوا کش خانه به داخل خانه آویزان می کردند. صاحب خانه نیز طبق آئین مرسوم تخم مرغی یا میوه ای یا یک شیرینی به آن می بست و جوانان آن را بالا می کشیدند و این آئین در اکثر خانه ها و پشت بام ها اجراء می شد. و در نهایت ، دستاورد این حرکت شادی بخش را به عنوان دست مزد خویش بین خود تقسیم می نمودند ( البته این آئین فرح بخش نیز از بین رفته و دیگر جوانان به انجام امور این چنین مبادرت نمی ورزند، زیرا البته قد کشیدن ساختمان ها و تغییر در مبلمان شهر و خانه های بلند بالا و چند طبقه این امکان را از مردم گرفته است که به سهولت خانه های قدیمی به پشت بام خانه ها راه پیدا کنند).

مونجوق چخاردماق( چاقاردماق)

یا ترجمه ی فارسی آن یعنی : مونجوق درآوردن

این آئین نیز از سال های بسیار قدیم در میان مردم بهار رایج بوده و البته ریشه یابی دقیق و علمی در مورد این گرایش مردمی صورت نگرفته است. این آئین به صورت معمول در شب عید قربان انجام می گرفت که خلاصه ی آن بدین صورت است : بر اساس یک باور قدیمی مردم از جوی آب یا قنات یا نهر آب یا  آب لوله کشی( نظر به نبودن و از بین رفتن سیستم سنتی آب رسانی) ظرفی را از  آب پر می کردند، این آب الزاما می بایست در شب عید قربان ذخیره شده باشد به هر حال آب ذخیره شده در کوزه یا دبه یا … به مدت یک هفته با خواندن اذکار و اورادی در جایی پنهان و بعد از گذشت موعد مقرر زنان و دخترانی که در این آئین شرکت می کردند ، هریک سنگ ریزه ای، مونجوق یا سنگ های قیمتی و زینتی در آب می انداختند و سر ظرف آب را بسته و بعد از گذشت مدتی آن را با تشریفات خاصی باز کرده و با قرائت شعری (ترکی) یکی از اشیاء موجود را بیرون می آورند؛ به عبارتی دیگر یک نفر که به عقیده ی دیگران آدم خوش شانس و خوش اقبالی بود ، مبادرت به درآوردن سنگ ریزه یا سایر اشیاء درون آب می کرد و سنگ ریزه یا شیئی که متعلق به کسی بوده را بیرون می آورد، این حرکت نوعی فال گیری یا آرزوی روزگاری خوش برای افراد بود که برای یک یک اعضای حاضر و شرکت کننده اجرا می شد، و دست آخر غذایی و ناهاری هم می خوردند و به اصطلاح رایج فارسی سور چرانی می کردند.

«چمچه خاتون»

این آیین جزء مفرح ترین و شادی بخش ترین مراسم رایج در فضای بهار بوده که متأسفانه امروزه به فراموشی سپرده شده است، عموما سال هایی که نزولات آسمانی کاهش پیدا می کرد یا به اصطلاح خشکسالی به وجود می آمد و مردم و کشاورزان محتاج باران می شدند، اهالی هر محل و عموما ( نوجوانان  و کودکان) طبق یک باور قدیمی عروسکی ساخته و آن را به صورت یک دختر با پوشش خاصی در می آوردند. طبق نقل سالمندان این آئین در زمان های دورتر توسط زنان و دختران انجام می گرفت  اما در سال های بعدتر و معاصر، توسط کودکان و نوجوانان دختر و پسر انجام می گرفت. دسته ی مذکور ، عروسک آماده شده را در روزی معین به گردش درمی آوردند، به در منازل اهل محل می رفتند و با خواندن این گونه متن بسیار رایج « چمچه خاتون یاغ ایستر، خدا دن یاقیش ایستر:»

یعنی چمچه خاتون روغن می خواهد، از خدا باران می خواهد، از خانه ها و اهالی محل  روغن و بلغور و عدس و نخود و کشمش و… جمع آوری می کردند و با آن در ظرف بزرگی آش می پختند  و آن را با آئین های خاصی بین اهل محل تقسیم می کردند و اعتقاد داشتند این حرکت باعث نزول باران رحمت خداوند می گردد.

منبع: شماره چهارم نشریه فرهنگی اجتماعی پویش- زمستان ۹۰- جواد نوری

 safheh khali12 safheh khali1

نظرات
  • نشاط شهر هیچ مسئولیتی در قبال متن نظرات ندارد.
  • نظرات شما پس از تایید نمایش داده می شوند.
  • نظراتی که شامل توهین و ... باشد تایید نخواهند شد.
  • نشاط شهر در قبول یا رد نظر شما آزاد است.
  • وارد کردن نام، آدرس ایمیل و متن نظر الزامیست.
  • آدرس ایمیل شامل www نمی باشد.
  • پس از تکمیل فرم بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
در جواب نظر
  • مسعود :
    در تاریخ ۱۷ امرداد ۹۲ ساعت ۰۱:۴۰
    از زخماتتون تشکر میکنم
    ازتون درخواست می کنم که از این رسوم قدیمی بهار بیشتر تحقیق کرده و مطلب بذارید
    اللریز آغریماسین
    اؤز دیلیمیزده ده (تورکجه ) یازی (مطلب) قویون چون کی فرهنگین اصلی نیشانه سیدی و دیلسیز هئچ کیم تانینماز و اؤزونو تانیتدیرا بیلمز
    ساغ یاشایین
  • aftab :
    در تاریخ ۱۷ امرداد ۹۲ ساعت ۰۱:۴۰
    شیرینی و برکت زندگی به آن چیزی است که از گذشته به ما رسیده…
    وظیفه تک تک ما بهاری هاست که ابتدا با گذشته خوب و شیرین خود آشنا بشیم و در صدد احیاء آن باشیم.نه آن که جهت با کلاس شدن سعی کنیم با لهجه تابلو فارسی صحبت کنیم و یا به جای اینکه با افتخار خود را اهل بهار معرفی کنیم بگیم بچه همدانیم و…
اخبار ویژه
اطلاعیه ها
پربازدیدترین اخبار هفته
پربازدیدترین اخبار ماه
یادداشت
گزارش تصویری
آخرین نظرات کاربران
آخرین اخبار
کانال تلگرام نشاط شهر