شهرستان بهار

یادداشتی در باب افزایش مراکز عرضه قلیان در بهار :

​در خانه های خود آتش به اختیار فرهنگی باشیم

شناسه خبر: ۸۲۳۱
 ​در خانه های خود آتش به اختیار فرهنگی باشیم

آنچه در حال حاضر اسباب نگارش یادداشت را فراهم ساخته است خوانش گزارش کوتاهی از افزایش مراکز عرضه سرطان- شما بخوانید سیگار و قلیان فروشی- در سطح شهر بهار- است که حقیقتا عصب سیاتیک انسان را تحریک می کند و این گزارش اسف بار را می توانید در آرشیو همین سایت نشاط شهر بخوانید تا بدانید که نگارنده حقیر این مطلب به چه چیزی از این گزارش حساس شده است.

گاهی سیر وسیاحت در عالم مجازی، جدا از جنبه های تفریحی و سرگرمی آن، محاسن عمیقی نیز دارد که با کمی توجه به آن می توان این محاسن و دستاوردها را دستمایه بسیاری از مباحث و تفکرات قرار داد.

گذاری بر آرشیو سایت های خبری نیز می تواند اسباب نشاط خاطر یا تکدر آن را برای جستجوگر فراهم آورد.

آنچه در حال حاضر اسباب نگارش یادداشت را فراهم ساخته است خوانش گزارش کوتاهی از افزایش مراکز عرضه سرطان- شما بخوانید سیگار و قلیان فروشی- در سطح شهر بهار- است که حقیقتا عصب سیاتیک انسان را تحریک می کند و این گزارش اسف بار را می توانید در آرشیو همین سایت نشاط شهر بخوانید تا بدانید که نگارنده حقیر این مطلب به چه چیزی از این گزارش حساس شده است.

برای اینکه ذهن شما را با مطلب این یاداداشت بیشتر همراه کنم اجازه بدهید که حکایتی نه چندان غریب از گذشته های قریب کهن دیار بهار را به شکلی دیگر برایتان بازگو کنم که صد البته اگر از قدمای قوم این حکایت را شنیده یا خود ناظر آن بوده باشند به صحت آن اقرار خواهند کرد.

«یکی از اکابر ملیح الکلام قوم، روزی در بهار – همزمان با گسترش سیاست های نوین آموزش و پرورش عصر پهلوی ها- بر کرسی سخن نشسته و خطاب به مردم زمانه که گرد عرایض ایشان بودند و گوش جان وقف رهنمودها و ارشادات وی داشتند، گفت : چه نشسته اید که فرزندانتان را به مدارسی می بردند که در آنجا آموزشهای ضد دینی رایج است و اگر فرزندان شما در آن مدارس کتاب خواندن را پیشه کنند دیگر در امور زراعت و تیمار چارپایانتان کمکی نخواهد کرد.»

پس هرکسی به وسع خود مانع از حضور فرزندان خود در آن مدارس شد و همین شد که الان شاهد آن هستیم پدران و مادرانی با سطح سواد و تحصیلات پائین و حسرت هایی که به دمل های چرکین مانند است بر روح و جان حقیقت جو و معرفت خواه آنان از بازماندن در تحصیل، تنها و تنها به خاطر باورها و پندارهای غلطی که در سالهای نه چندان دور در این دیار عالم پرور رواج داشته و باعث شده است تا سطح سواد عمومی در این شهر عالم پرور کاهش داشته باشد.

به همین خاطر است که وقتی در پیاده روهای این شهر قدم بر میدارید یک در میان بازار شلوغ و داغ، مراکز عرضه محصولات دخانی است. اما دریغ از کتاب فروشی و دریغ از مردمان کتاب خوان و روزنامه خوان...! به واقع همین چند مغازه لوازم التحریر فروشی هستند که در میان انبوه مداد و خودکار و کاغذهای رنگی چند جلد هم کتاب آشپزی آسان و... می فروشند تا مدیون نام دکان خود که تابلو کتاب فروشی را به یدک می کشند نمانند وگرنه بهار سالیان سال است که کتاب فروشی ندارد.

چندی پیش شعری را در پشت خودرویی نوشته بودند به این مضمون :

مردمان کتاب خوان گویند

هرکتابی به راستی گنجی است

گرچه هرگنج در پی اش رنجی است

لیکن این گنج، گنج بی رنجی است

به راستی که چقدر از این گنج های معنوی بی بهره ایم. آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که در ماه یا هفته چه مقدار از اوقات فراغت ما در لا به لای صفحه های کتاب ها می گذرد؟

آیا به این فکر کرده ایم که کودکان ما بازتاب رفتارها و واکنش های ما در آینده خواهند بود و اگر ما میانه ای با کتاب نداشته باشیم آنها نیز نخواهند داشت و این ظلام نفس گیر تا نسلهای بعد هم ادامه خواهد داشت.

برای من و چه بسا برای خیلی کسان دیگر جای تاسف و نگرانی است که پدرانی هستند که کودکان خود را برای خرید سیگار به مغازه ها می فرستند . این چه رفتار غلط و نادرستی است که خواسته یا ناخواسته این گل های سرسبد را با خرید سیگار آشنا می کنیم اما با خریدن کتاب نه ...!

به راستی آیا نمیدانید که کودک شما با چندین بار خرید سیگار برای شما در آینده ای نه چندان دور برای خود نیز خواهد خرید...!

در گزارش نشاط شهر در مورد افزایش قلیان فروشی ها، مستند به اظهارات مصاحبه شنوندگان توجیه و رونق خرید و فروش و گردش سود و سرمایه در این کار باعث شده است که به این شغل توجه بیشتری شود .اما آیا هیچ انسان آگاهی در این زمینه عکس العملی نشان نمی دهد که عرضه سیگار در جامعه و قلیان در محافل دوستانه و خانوادگی این جامعه را به قهقرا می برد؟

آیا نباید متولیان جامعه و جامعه شناسان نسبت به گسترش این پدیده در سطح شهر بهار حساسیت نشان بدهند؟

به راستی نقش نهادهای نظارتی همچون اتاق اصناف و اداره اماکن عمومی نیروی انتظامی در مواجهه و کنترل این مکاسب زشت چیست و چه مسئولیتی متوجه آنان است؟

البته من هم قبول دارم که نهادهای متولی نیز در حد وحدود دستورالعمل ها و بخشنامه های خود مسئولیت دارند و کار از اساس خراب است اما آیا به راستی زمان آن نرسیده است که لااقل نهادهای مردمی و گروه های مواجه با این پدیده ها از تبصره آتش به اختیاری خود استفاده کرده و جریان آگاهی افزایی را در جامعه از سر بگیرند...!

نمی خواهم شعاری بنویسم اما به هر حال تلنگری لازم است تا این جمود فرهنگی و رخوت اندیشه و تفکر و هنر از دیار بهار رخت بربندد.

ما لااقل در خانواده های خود میتوانیم آتش به اختیار فرهنگی باشیم ! از همین خانواده خود شروع کنیم چرا که من معتقدم مرکز جهان همان جایی است که من ایستاده ام و هر تغییری می تواند در مرکز جهان ذهن من به تغییرات گسترده در باورها و اندیشه های پیرامونی من تبدیل شود.

جانان من بیائید کتاب بخوانیم و کتابخوانی را به نسل های آینده-همان کودکان جان...! منتقل کنیم. اجازه ندهید که کودک شما برای شما سیگار بخرد بگذارید دنیای پاک کودکان همچنان پاک و ساده بماند.

والسلام

نگارش : مهدی طراوتی توانا

نظرات
  • نشاط شهر هیچ مسئولیتی در قبال متن نظرات ندارد.
  • نظرات شما پس از تایید نمایش داده می شوند.
  • نظراتی که شامل توهین و ... باشد تایید نخواهند شد.
  • نشاط شهر در قبول یا رد نظر شما آزاد است.
  • وارد کردن نام، آدرس ایمیل و متن نظر الزامیست.
  • آدرس ایمیل شامل www نمی باشد.
  • پس از تکمیل فرم بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
در جواب نظر
    تاکنون هیچ نظری برای این خبر ثبت نشده است. اولین نفری باشید که برای این خبر نظری ارسال می کنید.
اخبار ویژه
اطلاعیه ها
پربازدیدترین اخبار هفته
پربازدیدترین اخبار ماه
یادداشت
گزارش تصویری
آخرین نظرات کاربران
آخرین اخبار
کانال تلگرام نشاط شهر