شهرستان بهار

یادداشتی به بهانه برگزاری جشنواره اقوام در بهار

شناسه خبر: ۵۸۱۴
یادداشتی به بهانه برگزاری جشنواره اقوام در بهار

جشنواره بزرگ اقوام ایرانی که اخیرا دربهاربرگزار شد و استقبال کم نظیر مردم ازآن برنامه مبین حقایقی بود که بازنگری آن می تواند به بخشی از سوالهایی که سالهاست بی پاسخ مانده اند جواب دهد./جواد نوری

به گزارش نشاط شهر ، قبلا از بانیان این برنامه فرهنگی و زحمت کشان برای تداوم آن برنامه تشکرمیکنم، واین تنهابرنامه شادی انگیز سالهای اخیر بهار بوده و نیاز واقعی مردم به شادیهایی ازین قبیل.

یک: بهار در سالهای اخیر پیشرفت قابل ملاحظه ای نداشته و بجز شهرک فرهنگیان و ازدحام چندین سازمان و اداره در یک نقطه تغییر چندانی نداشته و بر همانست که بود، و این در حالی ست که هر شهرداری که تا الان بر سر کار بوده لیست بلندبالایی از خدمات عمده و زیربنایی خود و همکارانش دارد، و البته صحیح هم هست، هر شهردار حداقل یکبار خیابانها و کوچه های بهار را اسفالت ریزی کرده و به فاصله یک ماه دوباره کانال کشی و کنده کاری ها شروع شده و چاله چوله ها دوباره بوجود آمده اند، به هر حال علیرغم همه خدمات آنها تغییر قابل ذکر و محسوسی در شکل و شمایل بهار ایجاد نشده است.
دو: کشاورزی اصلی ترین و زیربنایی ترین شغل مردم بهار است و بی تعارف هر چقدر در امر کشاورزی پیشرفت کرده و تجارب ارزنده ای اندوخته به همان مقدار در اخلاق اجتماعی، حفظ محیط زیست، رفاه اجتماعی،روحیه شادزیستی، پیشرفت و زیبا سازی شهر،صنعت گردشگری و توریسم، سلامت روحی و جسمی و...راکد بوده و تحرکی نداشته است،
سه:
تمایل به مشارکت های عمومی و اجتماعی از روحیات مردم بهار است و این مسئله هم در عموم جریانهای انتخاباتی، هم دربرنامه رجعت پیکرپاک شهیدان مصطفوی، ترابی و ضرابی و هم برنامه جشنواره اقوام ایرانی به وضوح ثابت گردید، حال سوال مهم اینجاست که چرا این روحیه بالای مشارکتی هیچ سهمی درپیشرفت و آبادانی شهر و آرامش و آسایش مردم نداشته است و آیا براساس همین بینش دینی و روحیه اجتماعی نیست که هر هفته بزرگترین اجتماع مردمی بر آرامستان شهر و زیارت اهل قبور شکل میگیرد؟؟
چهار:
براستی چرا سرنوشت بهار در دست افراد معدودی افتاده است و تصمیم گیریهای فردی آنها تا این حد در سرنوشت و آینده بهار تاثیرگذار است؟چرا بهار در مقایسه با سایرشهرها کمترین افراد بومی را در ادارات و سازمانهای مهم و حیاتی خود دارد؟ چرا مسئولین وحتی خود مردم تمایل چندانی به شکل گیری تغییر در بهار ندارند؟ بهار افراد خیراندیش و خیّرکم ندارد و شکل گیری خیرین مدرسه ساز و مسجدساز و...نشان از وجود همان افراد ارزشمندست، ولی چرا این اتفاق کمکی به پیشرفت بهار نداشته است؟ غرض نادیده گرفتن زحمات ارزشمند آن خیرین نیست، بلکه دغدغه شناخت نیازهای واقعی و اصلی بهار و هدایت آن سرمایه ها به سمت وسوی آن است،
و چرا بهار برنامه ای برای بحران کم آبی ندارد و همچنان به تاراج سفره های زیرزمینی و از بین بردن ارزشمندترین سرمایه هستی مشغول است؟ و بسیارچراهای دیگر که مجال مطرح کردن آنها نیست.
باری جشنواره اقوام ایرانی هر کم و کاستی که داشت صحه کذار این حقیقت غیرقابل انکار بود که اگر بازارچه هایی در چند نقطه شهر راه اندازی شود باعث تغیرات عمده ای خواهد شد که اولا باعث تمرکز سرمایه در بهار و مانع ازخروج آن خواهد بود؛ ثانیا مردم در بازارهای راه اندازی شده به همان ترتیب جشنواره اقوام در کنار یکدیگر حضور داشته و بصورت گسسته وار و انفکاکی و بی خبر از جریانهای بازار زندگی نخواهند کرد و ثالثا در انتخاب و خرید اجناس مورد نظر آزادانه تر خواهند بود، بهار در تمام سالهای گذشته بصورت فرهنگ روستایی زندگی کرده است، فرهنگ روستایی بازار یعنی هرکس بخشی از خانه یا ملک خود را تبدیل به مغازه کرده و اعم از تجاری و غیرتجاری مشغول کسب و کاراست و یا شخصی از نقطه ای دیگر در مقطعی دیگر با اجاره مغازه مشغول داد و ستد است و هیچ کارایی ندارد، یک نمونه ازین بازارچه ها همان مشاغل مزاحم است (که هر چند شخصا با عنوان اطلاق شده بر آن گروه زحمت کش موافق نیستم) ولی به هرحال ازدحام آنها در یک نقطه مردم را هم به آن سمت سوق داده و هم مردم در دسترسی به نیازها آزادترند، با این حساب مردم بهار برای تغییر در وجه ظاهری شهر ملزم به راه اندازی این بازارچه ها هستند، هر چند گمان نمیکنم این اتفاق به این زودیها در بهار بیفتد و فردی و افرادی یا مسئولی و سازمانی و اداره ای پیشقراول این تغییر مهم و حیاتی شوند.

راه اندازی ساختمان پزشکان و داروخانه ها دریک نقطه، اکرچه هم اکنون هم فاصله چندانی باهم ندارند ولی همان گسستگی و تفکیک آنها باعث نازیبایی شهر شده است،این اتفاق هم میتواند به تغییر بهارکمک کند دراین صورت هم دسترسی مردم به امکانات بهداشتی وپزشکی آسانتر خواهدبود

بحران کم آبی واقعا جدی ست،ومردم بهار شغل یا صنعت جایگزینی ندارند تا درصورت بروز اتفاقی ناخواسته که خواه نخواه اتفاق خواهد افتاد بدان روی آورد،و این خطر بسیار بالقوه و بسیارمهلکی ست که آینده این شهررا با خطرات جدی مواجه کرده است.

پس بهار ناگزیر باید به سمت جذب توریسم و توسعه صنعت گردشکری و رونق بازارهای خود بپردازد، و ناگزیر از کشاورزی دست بردارد یا حداقل آن را تعدیل کند، آگاهی بخشی به توده های مردم هم از طریق رسانه ها و تریبون نمازجمعه و برنامه های فرهنگی و هنری و هم مشارکت سمن ها و ادارات مختلف برای برجسته سازی معضل کم آبی و هشدارهای جدی به مردم و تبیین آسیب های ناشی از بحران آب میسر است، و عزم همه جانبه همه آگاهان و دلسوزان را میطلبد.

تبعات ناشی از سرازیر شدن کودهای مرغی و شیمیایی و بوی ناخوشایند و فاجعه بار آنها و آلودگی های زیست محیطی و نماتد زمینهای کشاورزی و بیماریهای حاصله از آن و تهدید زندگی مردم و محصولات کشاورزی و تکثرسم فروشی های قانونی و غیرقانونی دربهار بماند.

یکی دیگر از مسايل مهمی که مغفول مانده و بهار فاقد آنست، اداره یا سازمان میراث فرهنگی ست، و که درفقدان آن ضررهای فراوانی به بهار وارد شده است، پیگیری مصرانه بابت تبدیل نمایندگی میراث بهار به عنوان اداره برای آینده بهار حیاتی ست، و درطی سالها شاهد به غارت رفتن تاسف بار میراث فرهنگی و باستانی شهر بوده ایم، که ضررهای غیرقابل جبرانی برتاریخ و فرهنگ مان وارد آمده است، هم بخاطر ناآگاهی اکثریت مردم که بسیاری از مواریث ارزشمند فرهنگی و غیرفرهنگی خود را از دست داده وهم یغماگرانی که به سودای اندکی زر و سیم تاریخ و هویت یک ملت را از بین می برند، نبود سازمانی بعنوان متولی پیگیری کارها از جمله راه اندازی موزه مردم شناسی بهار،هم مزید برعلت شده است، البته تعدادی از سمن ها مدتی ست پیگیر این امر شده است، ولی حصول نتیجه نهایی مستلزم همکاری همه جانب آگاهان و دلسوزان شهر و ادارات مختلف بهار است، طبق فرمایش گهر بار مولای متقیان علی ع گذشته چراغ راه آینده است، و هرملتی که گذشته وتاریخ خود را نداند یا فراموش کند یا پاسداری ننماید به بی هویتی گرفتار خواهد شد، و ملت بی هویت سهمی در تاریخ سازی و ترسیم افق آینده ندارد، پس این هشدار را جدی بگیریم و بخاطر شهرمان، شهر آبا و اجدادی مان و آینده فرزندانمان از هیچ کوششی فروگذار نکنیم.

تکریم بزرگان دانش و فرهنگ وعلم وعرفان وسیاست و... بهارهم موضوع درخورتاملی ست، یکی ازین مسئله ها اهتمام به بنای یادمان شاعربزرگ بهار رضابهاری ست که موجب تغییری هر چند مختصر در بهار خواهد بود، نام گذاری تعدادی از بلوارها و خیابانهای بهار به نام بزرگان دانش و فرهنگ این دیار کمترین کاری ست که میتواند در تجلیل از آن بزرگان صورت بگیرد، معضل خانمان برانداز اعتیاد هم که سالهاست به مبارزه با آن مشغولند باهمه قوت و قدرت خود باقی و برقرارست و دروازه های ورود مواد مخدر همچنان مفتوح است و سن اعتیاد هم به شدت پایین آمده، و عزم جدی برای نجات جوانان و نوجوانان باید راه بیفتد، که: انه من قتل نفس بغیرنفس اوفساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا

نویسنده: شهرآشوب

نظرات
  • نشاط شهر هیچ مسئولیتی در قبال متن نظرات ندارد.
  • نظرات شما پس از تایید نمایش داده می شوند.
  • نظراتی که شامل توهین و ... باشد تایید نخواهند شد.
  • نشاط شهر در قبول یا رد نظر شما آزاد است.
  • وارد کردن نام، آدرس ایمیل و متن نظر الزامیست.
  • آدرس ایمیل شامل www نمی باشد.
  • پس از تکمیل فرم بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
در جواب نظر
  • مسعود :
    در تاریخ ۱۶ امرداد ۹۵ ساعت ۰۸:۴۳
    با سلام
    درد دل من با همه(از چه کسی باید انتظار داشته باشم؟)
    کارشناسی ارشد که گرفتم رفتم دنبال روزی حلال ، استخدام بدون پارتی تا شاید حقوقم حلال باشه و از بیت المال دزدی نکنم ولی هنوز بیکار...
    فقط من نه همه جوانان بهار از مردم بهار انتظار داریم برای شهر بهار تلاش کنند
    * من از مردم شهرم انتظار داشته باشم یا از مسئولی که تو شهربهار زندگی نمیکنه ، از مسئولی که شب ها تو شهر من نیست تا از مشکلات من جوان باخبر باشه
    * با کی صحبت کنم با مسئولی که نمیدونه چاله سرکوچه همه رو عاصی کرده یا با مردمی که درکم میکنند
    * با مسئولی صحبت کنم که با اتوبوس نفر میاره یا با مردمی که شاید نگران من هستند
    *با مسئولی صحبت کنم که دوستش ندارم یا با مردمی که قلبم براشون می تپه
    * با مسئولی صحبت کنم که اسم شهرم رو دوست نداره یا با تو که سرت را بالا میگری و میگی باهار
    *از مردم شهر خودمم انتظار دارم وقتی باران می بارد به یاد من جوان دعا گو هم ، باشد،
    * از مردم شهرم انتظار دارم وقتی به این شهر(از کشاورزی) پول کلان وارد میشود در بهار کارگاه های تولیدی احداث کنند نه اینکه در همدان و تهران خانه و مغازه خرید کنند
    *باور کنید ما برای بارش باران دعا میکنیم بخاطر شما ولی ....
    باور کن اگر تو نباشی دیگر باهار صفا نداره و باور کن که اگر من و امثال من (کشاورز نیستسم) نباشیم باز هم صفا ندارم
    باهار یعنی باهمیار بودن
    *************************************
    نمی دونم درد دل من چقدر تاثیر داره
    حالا که تو شهر لالجین با مدرک ارشدم سفال بار میزنم
نظرسنجی
بله
خیر
باید بررسی کنم
اخبار ویژه
اطلاعیه ها
پربازدیدترین اخبار هفته
پربازدیدترین اخبار ماه
یادداشت
گزارش تصویری
آخرین نظرات کاربران
آخرین اخبار
کانال تلگرام نشاط شهر