شهرستان بهار

تا چه اندازه با آداب و رسوم قدیمی شهر بهار آشنایی دارید؟

شناسه خبر: ۳۴۷
تا چه اندازه با آداب و رسوم قدیمی شهر بهار آشنایی دارید؟

فرهنگ عمومی این قسمت در بر دارنده ی  پاره ای از آداب و رسوم مردم بهار در مراسم مختلف و آیین های گروهی آنهاست که به صورت  بسیار فشرده و از هر کدام نمونه هایی ذکر می گردد . خرده فرهنگ (subculture)

فرهنگ عمومی

این قسمت در بر دارنده ی  پاره ای از آداب و رسوم مردم بهار در مراسم مختلف و آیین های گروهی آنهاست که به صورت  بسیار فشرده و از هر کدام نمونه هایی ذکر می گردد . خرده فرهنگ (subculture)   بخش کوچک از یک فرهنگ وسیع حاکم بر جامعه و شیوه ی زندگی گروه هایی خاص در درون جامعه و یک فرهنگ وسیع تر است  .خرده فرهنگ ها در بر گیرنده ی زبان، لهجه، آداب و رسوم رایج ، ضرب المثل ها، چیستان ها، گرایش ها و حساسیت ها ،بازی های محلی ، مثل ها و تکیه کلام ها و…..      هستند  . آنچه در این مجموعه به عنوان خرده فرهنگ در سطح شهر بهار  باقی مانده است و در این جا ذکر می شود ناظر به این مطلب می باشد:

ضرب المثل ها :

ضرب المثل ها تجلی گاه اندیشه و حکمت و هنر مردمان هر سرزمین و آینه ی تمام نمای تفکر و خلاقیت و بازتابی از شرایط اجتماعی و هنری و حتی زیست محیطی آنان و نمایان گر بخشی از اعتقادات ، گرایش ها و شیوه های زندگی قومی و تعلیم و تربیت آنها است که در این مجموعه به عنوان مثال نمونه هایی ذکر کرده ایم، نکته ی مهم آن که بسیاری از آن ها از این زبان و مکان به زبان ها و مکان های دیگر انتقال یافته است ؛  نیز به خاطر ترجمه ناپذیری بعضی از آنها به ترجمه تحت اللفظی و گاه ارائه ی معنی آن ( نه ترجمه) اقدام کردیم .

کنایه ها :

۱-  « یکه قلج کسمسه ده،  سیندیرار »

 شمشیر بزرگ اگر نبرد حداقل می شکند.

۲- « همدان اوزاق ، کردوسی یاخون »

خود همدان دور است ولی کرت کشاورزی اش نزدیک ( ببینیم وتعریف کنیم)

۳- « کوینه خرمن ساورماق »

خرمن کهنه به باد دادن

۴- « قزلده خلط وار بوآدامده یوخ »

در طلا عیب و ناخالصی هست در این آدم نه

۵- « قوز قابوقیندن چیخسه ، دا اوز قابوقینه بگن مز »

گردو از پوستش که در آید دیگر پوست خود را نمی خواهد ( نمی پذیرد )

تکیه کلام ها و اصطلاح ها و….

همچنان که مشخص است تکیه کلام واصطلاح ها هم جملاتی گاه مسجع و گاه موزون ونثر گونه هستند که قدرت و استحکام ضرب المثل را ندارد،  ولی در همه جا و هر زمان قابل استفاده است و کثرت استعمال آنها را در حد ضرب المثل بالا برده است.

تکیه کلام ها :

۱- « کورد قان گورود »

 انگار آدم کرد خون دیده است (  بسیار ترسو)

۲- « آرا قاریشده مصب ایتده»

شور و غوغا در افتاد و مذهب و دین گم شد

۳-  « بیربیرینن قانّه پیچاقدیله »

با هم مثل چاقوی خونین اند ( رابطه شان شکر آب شده )

۴-«  دییره ی نودان بوزه دی »

انگار یخ ناودان است

۵- «  نومورته سینه بیندید ده »

جرأت و جربزه اش را برآورده کرده اند ( معادل فارسی ندارد )

بازی های محلی :

بازهای محلی هم که نیازی به تعریف ندارد ، آن دسته از سرگرمی های گروهی که کودکان و نوجوانان در ایام فراغت و بیکاری به آن می پرداختند و عموماَ تولید خود آنها بوده و پس از مطلوب واقع شدن در میان آن ها بصورت بازی رایج گشته است؛ بازی هایی که تا چند سال و چند دهه ی پیش در شهر بهار رایج بوده به صورت خلاصه چنین اند :

۱-     کالاش تایه ی

۲-    پنیرهانه سوروله

۳-    زوو  چک ماق

۴-    قورت و دووار

۵-    قوز اوتماق

۶-    ال دن ووردی

۷-    الک دولک ( اللی دوللی)

۸-    جینّه خونّه

۹-    انو بنو

۱۰-  اینجیل بادام

     کالاش تایه ی ( لنگه کفش ) :

در این بازی که به کالاش تایه ی ( لنگه کفش) معروف است دو تیم متشکل از چند نفر در صحنه ی مسابقه حاضر می شوند و قطعه استخوانی را به صورت عمودی در زمین می کارند و نمایندگان دو تیم از فاصله ای معین اقدام به پرتاب لنگه کفش به قصد انداختن استخوان می نمایند . درقسمت اول این بازی هرتیم که بتواند استخوان کاشته شده را بیندازد شروع کننده ی دور دوم بازی است. آن گاه تیم برنده نماینده ای را برای دور دوم می فرستد و نماینده ی تیم برنده استخوان را بر روی پنجه ی پای خود  قرار داه و به صورت شوت توپ فوتبال اقدام به پرتاب استخوان می نماید و نماینده ی تیم مقابل باید بتواند استخوان  پرتابی را در هوا بگیرد اگر نماینده ی تیم مقابل بتواند استخوان پرتاب شده را در هوا بگیرد برنده است؛ در پایان تیم برنده (کل اعضای تیم، هر چند نفر که باشند ) از تیم مقابل سواری می گیرند و مسافت تعیین شده را سوار بر پشت اعضای تیم بازنده طی می نمایند.

تاپمه جه لر ( چیستان ها)

جملاتی سؤال گونه و گاه موزون و مقفی و گاه دارای استعاره و کنایه و مسجع که عموماَ برای تقویت ذهنی یا سنجش هوش و ذکاوت افراد یا به طور عام برای سرگرم کردن عده ای که دور هم جمع بوده اند به کار می رفته و تولید کننده ی چیستان خود از بزرگان و نخبگان قوم بوده است .

 

چیستان ها:

*«  بیزه دیگ بیزلره دیگ اوتوزایکه قیزلاره دیگ

قران گلده قریلدیگ دوباره دن دیریلدیگ  »

 

مابودیم ماها بودیم             سی و دو دختر بودیم

مرگ آمد همه مردیم          دوباره زنده شدیم

 

جواب – دندان

*«قارنه جرئوق، گوگه باخر   »

با شکم پاره به آسمان نگاه می کند

جواب  – ناودان 

*« نمازی ام نمازی                 آلمیشم دستمازی

ات مچید ده سوقبله                  هارده قلم نامازه  »

 

نماز خوان و اهل نمازم                    وضو هم گرفته ام

گوشت مسجد است و آب قبله      کجا نماز بخوانم ؟

جواب – حضرت یونس (ع) در شکم ماهی

 

منبع: شماره سوم نشریه پویش زمستان ۸۹ نوشته جواد نوری

farhang omumi

نظرات
  • نشاط شهر هیچ مسئولیتی در قبال متن نظرات ندارد.
  • نظرات شما پس از تایید نمایش داده می شوند.
  • نظراتی که شامل توهین و ... باشد تایید نخواهند شد.
  • نشاط شهر در قبول یا رد نظر شما آزاد است.
  • وارد کردن نام، آدرس ایمیل و متن نظر الزامیست.
  • آدرس ایمیل شامل www نمی باشد.
  • پس از تکمیل فرم بر روی دکمه ارسال نظر کلیک کنید.
در جواب نظر
  • aftab :
    در تاریخ ۱۷ امرداد ۹۲ ساعت ۰۱:۴۱
    خوشمان آمد
  • مرتضی :
    در تاریخ ۱۷ امرداد ۹۲ ساعت ۰۱:۴۱
    سلام.عجب مطلب جالبی بود تشکر از حسن سلیقه تان
اخبار ویژه
اطلاعیه ها
پربازدیدترین اخبار هفته
پربازدیدترین اخبار ماه
یادداشت
گزارش تصویری
آخرین نظرات کاربران
آخرین اخبار
کانال تلگرام نشاط شهر